سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

322

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

در اطراف آن شتر كشته شده ، ملعون است كسى كه بعد از آن بدون توبه و استغفار باز گشته است . آنان ياران مرا كشتند و بيعت مرا شكستند و عامل مرا قطعه قطعه كردند و بر من ظلم نمودند . من با دوازده هزار نفر به سوى آنان رفتم در حالى كه آنان بيش از صد و بيست هزار نفر بودند . خداوند مرا بر آنان پيروز نمود و آنان را بدست ما كشت و سينهء مؤمنين را شفا بخشيد « 26 » . اى پسر قيس ، جنگ ما را در روز صفين چگونه ديدى كه خداوند پنجاه هزار نفر « 27 » از آنان را در يك واقعه به آتش فرستاد ؟ و ما را چگونه ديدى در روز نهروان ، كه با مارقين برخورد كرديم ؟ در حالى كه آنان دين كسانى را داشتند كه سعيشان در زندگى دنيا به گمراهى كشيده شده و گمان مىكردند كار نيكى انجام مىدهند . خداوند آنان را هم بدست ما در يك واقعه به آتش فرستاد ، بطورى كه ده نفر از آنان باقى نماند و از مؤمنين ده نفر را هم نكشتند . واى بر تو اى پسر قيس ! هيچ ديدى كه پرچمى يا علمى بدست من بازگردد « 28 » ؟ مرا ملامت مىكنى اى پسر قيس ، در حالى كه من همراه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در همهء وقايع و جنگهايش بودم و در مشكلات پيشاپيش آن حضرت مىرفتم . نه فرار مىكردم و نه جاى خود را ترك مىنمودم و نه عجز نشان مىدادم و نه جايگاه خود را خالى مىگذاردم و نه پشت به دشمن مىكردم ، چرا كه براى پيامبر و وصىّ او سزاوار نيست كه وقتى لباس جنگ پوشيد

--> ( 26 ) اين عبارات در « ج » چنين است : « و آنان شترشان و آنكه آنان را فريب داد و آنان كه در اطراف او كشته شدند ، و هر كس بعد از آن باقى ماند بدون آنكه برگردد يا توبه كند و يا استغفار نمايد همگى ملعونند . آنان ياران مرا كشتند و بيعت مرا شكستند و عامل مرا قطعه قطعه كردند و بر من از حد خود تجاوز نمودند . من با دوازده هزار نفر سراغ آنان رفتم در حالى كه آنان صد و بيست و چند هزار نفر بودند . خداوند مرا بر آنان پيروز كرد و پنجاه هزار نفر از آنان را بدست ما يك جا به آتش فرستاد » . همين عبارات در « د » چنين است : آيا در جنگ من در بصره پراكندگى يا ترس يا كوتاهى از من ديدى ، در حالى كه اطراف شتر ملعون آنان بيش از پنجاه هزار نفر بودند ، بعد از آنكه ياران مرا كشتند و بيعت مرا شكستند و عامل مرا قطعه قطعه كردند و بر من ظلم كردند . من هم با كمتر از ده هزار نفر به طرف آنان رفتم . . . ( 27 ) « ب » : هفتاد هزار نفر . « الف » خ ل : بيش از هفتاد هزار نفر . ( 28 ) « ج » : آيا در من سستى يا تأخير ديدهاى و يا ديدهاى پرچمى به سوى من بازگردد ؟